پادشاه و بيمار يش و بخشش نيمي از سلطنت براي بهبودي

وقتي به پادشاه ثابت گرديد بيمار يش سخت درمان مي شود حاضر شد نيمي از قلمرو و ثروتش را به كسي كه بتواند بيماري او را درمان كند بدهد .

تمام پزشكان و علما گرد هم آمدند ولي كسي چيزي در چنته نداشت و راهي براي درمان نمي يافت . بعد از مدت ها شخصي اعلام كرد مي تواند بيماري شاه را درمان كند . آن مرد را به كاخ دعوت كردند او گفت بايد پيراهن شخصي كه خوشبخت است را بياوريد و بر تن شاه كنيد تا او درمان شود

 

ماموران پادشاه به تما م نقاط كشور از شمال تا جنوب و غرب و شرق رفتن ولي شخص مورد نظر را نيافتند هيچ كس تمام شرايط فرد خوشبخت را نداشت . يكي وضع مالي خوبي داشت ولي بيماري امانش را بريده بود . يكي در سلامت كامل بود ولي مال و منال نداشت خلا صه هر كس در قسمتي لنگ مي زد بهمين جهت راضي نبود و احساس خوشبختي نمي كرد 


دشت ارغوان درمان ,پادشاه ,نداشت ,بيماري ,نيمي ,بيمار ,براي بهبودي ,سلطنت براي ,بخشش نيمي منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

مردان کوچک،آرزوهای بزرگ فروشگاه اینترنتی Payannameh تخفیف ویژه فقط برای امروز VALIK 0098 | وکیل 0098 نظافت صنعتی